من سردم است
و انگار
ديگر هيچ وقت گرم نخواهم شد
اى يار
اى يگانه ترين يار
آن شراب مگر چند ساله بود؟
 
 
 
 
 
 

نمی گویم دوستت دارم

و پرمی شود دهانم از برف...

و دسته ی کلاغ ها بلند می شوند

تارهای موهام را با خود می برند