از شعرهای کوچک من برای روح بزرگ تو: 

 

می خواهم بروم

و سال ها

کنار خورشید دراز بکشم

می خواهم کسی نباشد

که بیدارم کند

کسی نباشد

که یادم بیاورد به خانه برگردم

و با نوک انگشت هایم

دیوارها را نوازش کنم

می خواهم بروم

چون تو را دوست دارم

و حس می کنم قلبم

هیچ کجای زمین جا نمی شود 

 

 

 

 

 

قلم خوبی برای نوشتن نداشته ام هیچ وقت به جای حرف هایی که دلم می خواهد بنویسم فقط می نویسم:  

 

جان و جهان زعشق تو رفت ز دست کار من

من به جهان چه می کنم چونکه از این جهان شدم  

 

 

 

_تکنوازی سه تار / احمد عبادی

 

 

 

  

 ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار از او...

 

 

 

  

*تک نوازی سه تار . محسن کیمیایی فر